هر کس حقیقت را از طریق قرآن نشناسد، از فتنه ها برکنار نمى ماند. - امام صادق (ع)

 
 

بررسی چگونگی دلالت آیه ده سوره روم بر کفر یزید در بیانات حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شام

بررسی چگونگی دلالت آیه ده سوره روم بر کفر یزید در بیانات حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شام

پس از قیام سید الشهدا علیهالسلام قیامی لازم بود تا پیام خون شهدای کربلا را به گوش جهانیان برساند و حضرت زینب علیها السلام که گویی سخن را از زبان امیر المومنین "علیه السلام" فرا گرفته بود در مسند سخنوری و فاش سازی اسرار برآمد و تاج و تخت یزید و یزیدیان را متزلزل ساخت. نمونه آن سخنوریها، خطبههایی است که ایشان در کوفه و شام قرائت فرمودن.

حضرت بعد از حمد و ثنای خداوند، می فرمایند: خداوند راست گفت که:

«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ»،

آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.

معنای لغوی سوء عبارت است از هر آنچه که انسان را از امور دنیوی و اخروی و از احوال نفسی و بدنی و خارجی مثل از دست دادن مال و جاه غمگین میکند که در این آیه به معنای هر آنچه که زشت و ناپسند است بکار رفته و مقابل حسن و نیکی می باشد.
جو حاکم در شام و مجلس یزید
زمانی که با دقت سخنان حضرت زینب علیها السلام را می خوانیم متوجه می شویم بسیار دقیق و سنجیده بوده است.
یزید برای اینکه به مقصود خود برسد و چهره خود را موجه نشان دهد و از طرف دیگر، خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به عنوان خارجی معرفی کند قبل از حضور کاروان اسرای کربلا در شام، ذهنیت عامه مردم را به صورتی آماده کرده بود که همه او را به عنوان خلیفه مسلمین شناخته و خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به عنوان جمعی خروج کننده بر خلیفه مسلمین می دانستند؛ و به هیچ عنوان ایشان را اسماً و رسماً به مردم معرفی نکرده بود، به این دلیل که اگر خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) به طور صحیح معرفی می شدند عده ای از مردم این خاندان عصمت و طهارت را شناخته و یزید به هدف خود نمی رسید.
بعد از این که عموم مردم شام پنداشتند که با جمعی خارج از دین مواجه هستند، یزید همگی را در دارالعماره به منظور اثبات خود به عنوان خلیفه مسلمین و انکار اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) جمع کرده بود، برای متشنج کردن جو و تضعیف روحیه اسرا دستور داده بود تا سر امام حسین علیه السلام را در میان طشتی بنهند و با چوبی که در دست داشت، به دندانهای مبارک آن حضرت می زد و اشعاری می خواند به این مضمون (کاش بزرگان من که در بدر حاضر بودند و گزند تیرهای قبیله ی خزرج را دیدند، امروز در این مجلس حاضر بودند و شادمانی می کردند و می گفتند: یزید! دست مریزاد! به آل علی کیفر روز بدر را چشاندیم و انتقام خود را از آنان گرفتیم) و به انکار پیامبر و وحی می پرداخت.
در چنین شرایطی حضرت زینب علیها السلام تحت تاثیر جو قرار نگرفتند و با تمام صلابت و شجاعت در پاسخ به این اعمال ناشایست و اهانت آمیز خطبه ای ایراد نمودند و آن را با تلاوت آیه 10 سوره روم آغاز کردند.
بهتر است برای فهم و دریافت درست آیه ای که توسط حضرت زینب علیها السلام تلاوت شد به تفسیر آیه قبل نظر شود.


«أَوَلَمْ یسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَینْظُرُوا کیفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَکثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیناتِ فَما کانَ اللَّهُ لِیظْلِمَهُمْ وَ لکنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ» خداوند برای عبرت گیری به توجه زندگی اقوام گذشته و سر انجام اعمال آنان، انسانها را دعوت می کند. این سنت الهی است که عذاب الهی، حاصل کردار ناپسند و تکذیب آیات روشن وحی است و خداوند به بندگانش ظلم نمی کند; از آنجا که در دنیای آن روز ـ زمان قوم عاد و ثمود ـ بیشترین قدرت در دست کسانی بود که از نظر کشاورزی پیشرفته تر بودند و از نظر ساختن عمارت‌ها، ترقی چشمگیری داشتند، برتری این اقوام را نسبت به مشرکان مکه که قدرتشان از این نظر بسیار محدود بود روشن میسازد، اما آنها با این‌همه توانایی هنگامی که آیات الهی را انکار و پیامبران را تکذیب کردند، قدرت فرار از چنگال مجازات را نداشتند و این مجازات‌های دردناک محصول اعمال و فرآورده دست خود آنها بود. آنها بودند که بر خویشتن ظلم کردند و خداوند هرگز ظلم و ستمی بر کسی روا نمیدارد.

سپس خداوند در آیه بعد ـ آیه 10 سوره روم ـ می فرماید:

«ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ»

(سپس عاقبت آنها که اعمال زشت و ناپسند انجام دادند این شد که آیات الهی را تکذیب کردند، و از آن بدتر به استهزاء و مسخره کردن آن برخاستند که نتیجتاً به کفر آنها انجامید.)

پیروزی از آن اولیاء حق است.
حضرت زینب علیها السلام برای پاسخگویی به یاوهگوییهای یزید به طور مستدل به آیه 10 سوره روم اشاره می فرماید که آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.
به این معنا که: اگر تو امروز با این اشعار کفرآمیز، اسلام و ایمان را انکار می کنی و به نیاکان مشرکت که در جنگ بدر به دست مسلمانان کشته شدند میگویی ای کاش بودید و انتقام گیری مرا از خاندان بنیهاشم میدیدید، جای تعجب نیست این نتیجه اعمال سوء تو است.
به خاطر گناهانی است که انجام دادی و باعث شد که نبوت و امامت را انکار کنی. حضرت زینب با بیان این آیه در ابتدای خطبه خویش، قصد آشکارسازی عدم اعتقاد و عناد یزید با آیات قرآن از جمله آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ...» و کینه توزی او نسبت به اولیاءالهی را داشتند.
دلیلی که برای بیان این مدعا می توان اظهار نمود، این است که کلمه آیات در «أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ» می تواند به دو صورت آیات تکوینی و آیات تدوینی تفسیر گردد. آیات تدوینی همان قرآن مجید و آیات تکوینی به استناد حدیثی از حضرت علی (علیه السلام) که فرمودند
«ما لله آیه اکبر منی»
من نشانه بزرگ خداوند هستم همان ذوات انجم ظاهره و دودمان طاهره محمد و آل محمد است.
یک نگاه به صفحات تاریخ زندگی بسیاری از یاغیان و جانیان نشان می دهد که آنها در آغاز کار چنین نبودند حداقل نور ضعیفی از ایمان در قلب آنها می تابید ولی ارتکاب گناهان پیدرپی سبب شد که روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله کفر برسند.
خداوند کسانی را که از آیات الهی و پیامبرش روی گرداند کافر مینامد که فرموده «قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْکافِرِینَ»
همه انسانها معصوم نبوده و ممکن است که در طول زندگی مرتکب گناه گردند. گناه و آلودگی همچون بیماری خوره به جان انسان افتاده و می تواند روح ایمان را از بین ببرد اما انباشته شدن گناهان می تواند آثار مخرب‌تری داشته و باعث گردد که انسان گناهکار دست به استهزاء و سخریه پیامبران و آیات الهی زند و به مرحلهای رسد که دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذاری مؤثر واقع نشده و جز تازیانه عذاب دردناک الهی راهی باقی نمی ماند «وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ»
راهی که خداوند برای جبران لکه های گناه از اعمال، پیشروی انسان قرار داده، تا کار انسان بکفر و الحاد نکشد، توبه است. اگر انسان گناهکار به فکر توبه نیفتد، گناهانش متراکم شده و سبب از بین رفتن کامل ایمان و کافر شدنش گردد و بهترین مصداق برای این مورد آیه «سَواءٌ عَلَیهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یؤْمِنُونَ» است.
میتوان استنباط نمود که حضرت زینب علیها السلام دلیل کفر یزید را انباشته شدن گناهان برروی هم می دانند. گناهانی که ثمره عیاشیها و شهوترانیها و هوسبازیهای او بوده که به جای بندگی خداوند برده نفس اماره بالسوء خویشتن گردیده و در نهایت به شکل آن جنایت بزرگ نمود یافته است.


نتیجه گیری
بعد از بررسی آیه 10 سوره روم که حضرت زینب کبری "علیها السلام" در خطبه شان ایراد فرمودند چنین به دست آمد که یزید با اعمال و رفتار ناشایست و همچنین تکذیب آیات الهی، باعث کفر خویش شد و این آیه بهترین استدلال بر کفر یزید بود.

 

منبع:

پایگاه حوزه

گردآورنده:

تیم متفکران نوین مالی

مقاله های مرتبط

 

دیدگاه کاربران

 

  • اشتراک دانش و مهارت مالی و حسابداری
  • قرآن پژوهی مالی و حسابداری
  • شرکت دانش پژوهان مالی فرانگر
  • مرکز مشاوره الکترونیک حسابداری, مالی و سرمایه گذاری
  • توسعه توانمندی و فرصتهای شغلی مالی و حسابداری
  • انتخاب برتر محصولات, خدمات و بازار حسابداری, مالی و...
  • توسعه نگر دانش و مهارت مالی و حسابداری
  • آتیه نگر دانش و سواد مالی مدیران ارشد
  • بهینه نگر دانش و سواد مالی خانواده
  • هدیه مالی تیم متفکران نوین مالی در شبکه اجتماعی
    Google Analytics Alternative